خنده رو هر که نیست از ما نیست

شعری از مجید جعفربگلو در وصف میرزا علی جعفربگلو

علی میرزا
ای علی میرزا توهستی افتخار
هم برای ما و هم بهر دیار
خوش به حالت رنج دوران دیده ای
با صدایت آسمان گردیده ای
چون کنون در خانه هستی بستری
شعر تو در وب گذارد دیگری
کاش می شد تا صدایت بشنوم
داخل مسجد دعایت بشنوم
کاش می شد از قضای روزگار
تو زبستر می شدی یکدم به کار
من نمی دانم چه حکمی دارد او
تو موذن می شوی بی گفتگو
آرزو دارم شفایت را دهد
اجروپاداش صدایت را دهد
تا که برخیزی زجا گویی اذان
چون اذانی می دهی از عمق جان

اخباری از گوشه و کنار هرایین

آقایان محسن رمضانخانی-حاج حسین جعفربگلو و خانم فرشته جعفربگلو

با رتبه های خوبی در کنکور امسال، مجاز به انتخاب رشته شدند

(رتبه 74کنکورسراسری سال 92دررشته ریاضی و فیزیک را هم یک

 پرسبانجی بنام آقای محمد رضائی فرزند طیب کسب کرد.)

آقای علی خوشنامی معلم عزیز و دوست داشتنی سالهای

 قبل روستای هرایین که با تدریس دروس دینی و عربی،همیشه در

یاد و خاطر دانش آموزان ماندگار می باشند،در حال حاضر در اداره

آموزش و پرورش شهرستان البرز قزوین(قسمت امور تربیتی)

مشغول به کار می باشند..

حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ منصور رمضانخانی از علمای

فعال روستای هرایین،بامسافرتهای خودبه روستای هرایین وشهرهای حصارک

 و کرج و ویره شهریار و با راهنماییهای ارزنده خویش باعث پررونق شدن

برنامه مناسبتهای مذهبی-فرهنگی شده اند.(اجرکم عندالله)

 آقای قربانی یکی ازساکنین روستای هرایین که در محلّه ی بالا (جعفربگلوها)

منزل ساخته وروستای مارابرای اقامت فصلی برگزیده است،درحالیکه اصالتااهل

روستاهای رزن و ساکن تهران است.به گفته اهالی روستا،ایشان هیچ فامیلی در

روستای هرایین ندارند و تنها به خاطر زیبایی هرایین جذب روستا شده اند.

پایگاه بسیج هرایین دراقدامی جالب،آقای محسن رمضانخانی(فرض الله)

را به عنوان جوان موفق و کربلایی علی رمضانخانی(پدر بزرگوار  آقا حمید

و آقا مجید) را به عنوان پدر موفق و آقای ابوالفضل سلمانی فرزند علی را به

عنوان خردسال نمونه انتخاب نموده و جوائزی را به آنان اهداءکرد.

ادامه نوشته

آقا سید ابوطالب هاشمی آقای آشنای تمام روستاهای آوج

آقا سید ابوطالب هاشمی در اکثر روستاهای آوج به قیلینچلی سید

(سید شمشیر به دست)معروف است و ضربه شمشیر این آقای

دوست داشتنی،آشنای شانه های همه همشریان است.

 

 

شهیدآباد،سرزمین لاله های سرخ

تصویری از شهدای سرافراز روستای شهید آباد،یکی از

همسایگان روستای هرایین

 

 

اهداء نسخه های جدید تعزیه به روستای هرایین

نسخه جدید هشت مجلس تعزیه توسط آقای امیر قاسم رمضانخانی

فرزند کربلایی حسن آقا،به روستای هرایین اهداء شد.

این هشت مجلس عبارتند از:

۱-شهادت حضرت ابوالفضل(ع)

۲-تعزیه امام حسین(ع)

۳-شهادت حضرت علی اکبر(ع)

۴-جنگ دو برادر

۵-تعزیه حضرت موسی بن جعفر(ع)

۶-تعزیه امام رضا(ع)

۷-تعزیه حضرت زینب(س)

۸-تعزیه خروج مختار ثقفی

به امید آنکه مراسم تعزیه خوانی مثل همیشه در روستای هرایین با شکوه

فراوان برگزار شود. و خداوند به آقای رمضانخانی هم سلامتی عنایت فرماید

و از ایشان قبول نماید....

 

دو شعر زیبا از شاعر هرایینی(میرزا علی جعفربگلو)

چند وقت پیش عکسی از میرزا علی جعفربگلو،شاعر گرانقدر

روستای هرایین در وبلاگ گذاشتم.در سفری که به روستای هرایین

داشتم،چند قطعه از شعرهای ایشان را یادداشت کردم،تا طبق قولی

 که به شما عزیزان داده بودم،این اشعار را در وبلاگ برای شما

به نمایش بگذارم... 

دعای رعیّت(از زبان کشاورزان)

ای خدای حیّ و منّان ای خدا....وی رحیم و فرد و سبحان ای خدا

آرپا بوقدا من بو ایل چوخ اکمیشم....لطف ائله وئر سنده باران ای خدا

بلکه تا خرمن گئله بؤرجوم وئرم....هم آلام اوشاقا پالتار ای خدا

بو گچن ایل سن اؤزون بیلّن منه....قالمادو خرمنده بیر دن ای خدا

بورجلولار گلدی آپاردو آبرومو.....احمد و بیرام و قوربان ای خدا

بو گچن ایل سن اؤزون بیلّن منیم...دگمیوبدی آغزوما ایران خدا

خوش حالونا چوخ گونو خوشدور منیم...بالدوزوم فاطمه خانوم ای خدا

اصغریی ایکّی گونو بوقدا واروو....اوچ پالاسو،بیرده یورقان ای خدا

ای ائدن هر درده درمان ای خدا....لطف ائله قیل سنده احسان ای خدا

ادامه نوشته

جمعی از عزیزان هرایینی در مسجد جامع

 

باورهای قدیمی روستا

برخی فرمایشات قدیمی ها که در دوران گذشته و زمان کودکی ها

به نوعی برای همگان به شکل یک اصل و باور شکل گرفته بودند

با وجود اثبات خرافاتی بودن آنها امروزه هم،مطرح می شوند

و هنوز هم در زندگی همه ما و در مکالمات روزمره ما برخی از آنها

کاربرد دارند و به نوعی هنوز هم به عنوان یک باور شیرین قدیمی

در ذهنها نقش بسته اند....

در ادامه چند نمونه از این موارد را برایتان یادآوری می نمایم

شما هم اگر مواردی در ذهن دارید مطلب ما را کامل نمایید..

۱-وقتی صبح زود زاغی بر پشت بام کسی آواز می خواند‌‌"این باور بود

که:مسافری عزیز از راه خواهد رسید(امید دادن به چشم انتظارها)

۲-وقتی مال و اموال یا محصولات کشاورزی کسی آتش می گرفت

این باور بود که:سوختگی مبارکی است(همدردی با مالباخته)

 

ادامه نوشته

یک شعر بسیار زیبا......تقدیم به رهبر عزیز

 

رحم الله عمی العباس

چشم بد دور، عمرتان بسيار

كس نبيند ملالتان آقا!

ما نمرديم خون دل بخوري

تخت باشد خيالتان آقا!

*** ********

چيست روباه در مصاف شير؟!

چه نيازي به امر يا گفته؟!

تو فقط ابرويي به هم آور

مي‌شود خواب دشمن آشفته

*** ********

هست خاموشي‌ات پر از فرياد

در تو آرامشي است طوفاني

«الذي انزل السكينه» تو را

كرده سرشار از فراواني

*** ********

واژه‌ها از لبت تراويدند

پرصلابت، پرعاطفه، پرشور

آفريدند در دل مردم

عزت، آمادگي، حماسه، حضور

*** ********

ادامه نوشته